شعر نامه کاهی از استاد مهدی کیالاشکی

امشب از غروب صدای گریه ماهی می آید

گویا نامه عاشق با ورق کاهی می آید

 

مگر نوشته نامه چقدر غم دارد

که بچه ماهی از غروب ماتم دارد

 

پنجره می لرزد شب سرد و غریبی است

گویا تقدیر برایم به فکر فریبی است

 

خورشید در بسترش خوابیده لحافش سرد است

آسمان خواب دیده قلبش پر درد است

 

ستاره امشب چشمک را از یاد برد

پر خونی گل سرخ را باد برد

 

آسمان امشب بر تن پیراهن آبی ندارد

برکه جوابی برای گریه ماهی ندارد

 

کلبه با این هوای سرد آشنایی ندارد

شب پره چراغ عمرش امشب روشنایی ندارد

 

شب به نیمه رسید نامه کاهی رسید

خبر مرگ عاشق به گوش ماهی رسید

 

شاعر: استاد مهدی کیالاشکی

درباره ی info@kalameghalam.ir

مطلب پیشنهادی

طراحی فرآیندی تازه در مهندسی دوباره – علیرضا محمودی فرد

به گزارش پرواز قلم، بازمهندسی یعنی بازاندیشی بنیادین، طراحی نو و ریشه‌ای فرآیندها، برای دست‌یابی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.